عدالت طلبیاینجا برای خودم می نویسم و البته میهمان حبیب خداست. |
||
استاد ابوالفضل بهرام پور

از قرآن پژوهان کوشای معاصر است که از سالهای پیش از انقلاب در تالیف کتب درسی با شهید آیتالله محمد حسین بهشتی و شهید باهنر در زمینهی مسائل قرآنی و دینی همکاری داشتهاست. کوشش و هدف وی ناظر به آسان سازی فهم قرآن برای عامهی مردم است و یک سلسله تفسیرهای تک سورهای آموزشی کم حجم دارد.
این استاد قرآن کریم در نوشتهای به نقد فضای حاکم بر صداوسیما بهویژه برنامههای نوروزی و سینما پرداخته و این نقد را در اختیار رجانیوز قرار داده است که متن کامل آن در ادامه میآید:
جناب آقای ضرغامی رئیس محترم صدا و سیما و جناب آقای دکتر حسینی وزیر محترم ارشاد
سلام علی من اتبع الهدی. با کمال تعجب میبینیم مسئلهی اسلامی محرم و نامحرم توسط پارهای کارگردانهای مورد سؤال، درفیلمها و سریالها به استهزا گرفته میشود. مثلاً در فیلم «ورود آقایان ممنوع»، آقا انگشت خود را بر صورت زن نامحرم فرو میبرد تا حساسیت او را نسبت به نامحرم برطرف سازد. میبینید که این حساسیت مبارک را چگونه پخمگی معرفی میکند و بعدها همین زن حجاب را ور میاندازد و رعایت نامحرم را خرافه تلقی میکند. در صورتی که قرآن کریم روی عفت عمومی با بیان جزییترین مسائل محرم و نامحرم، شدیدترین حساسیت را نشان داده است به دلیل اینکه قرآن غالباً جزئیات احکام را بیان نمیکند به طوری که فرموده است، نماز را اقامه کن، بعد بیان جزئیات آن را به پیامبر (ص) وامیگذارد ولی در مورد عفت عمومی، با حساسیت تمام جزییترین مسائل را بیان می کند آنجا که با دو خطاب مستقل مذکر و مؤنث می فرماید: ای پیامبر! به مردان مؤمن بگو نگاه خود را بر نامحرم کوتاه کنند و به زنان مؤمن بگو نگاه خود به مردان را کوتاه کنند (نور / 30)، زنان صدای خود را در مقابل نامحرم نازک نکنند، و...
در روایات معصومین نیز کیفر سنگینی برای حریم شکنان عفت عمومی تعیین نمودهاند از این رو مقام معظم رهبری این همه به شماها تأکید فرمودهاند که حدود شرع را کاملاً رعایت کنید پس چرا عمل نمیکنید، ولایت پذیری باید در عمل ظاهر شود. آنگاه میبینیم در این فیلم، این مسائل به استهزا گرفته شده و ارشاد هم با تأیید چنین فیلمهایی آیات قرآن کریم را پشت سر می اندازد و شما هم آن را پخش مینمایید. امام راحل وقتی در آخر فیلمی در معرفینامهی آن، نام عوامل سازنده را مشاهده کرد، به رئیس صدا و سیما حاکمانه فرمود در این فیلم بازیگران، مرد و زن بودند ولی دیدم گریمکنندگان همه مرد بودند! و از آن پس گریم کنندگان زن و مرد مستقل شدند. این امر یعنی مسئلهی عفت عمومی یک حکم قرآنی است. این چه فکری است که از شما آقایان مسئول امور فرهنگی اعم از صدا و سیما و ارشاد مفهوم می شود «برای اینکه مردم را از ماهوارهها و فیلمهای بد دور کنیم، مقداری هم شبه ماهواره پخش کنیم و خوانندههای معلوم الحال غرب زده را نمایش دهیم.» شما آقایان تکلیف دارید با تولید برنامه های مقبول، منحرفان را جذب کنید نه آن که خودتان جذب منحرفان شوید و به قیمت ناراضی کردن صاحبان متدین انقلاب، آنها را راضی کنید.
لذا قرآن پیش بینی کرد و فرمود لکم دینکم و لی دین.... یعنی به کسانی که شما را به سازش در اصول و فروع دین میخوانند بگویید ما یک وجب از اصول و فروع دین خود عقب نشینی نمیکنیم، شما را دین و مکتب خود، ما هم اسلام سازش ناپذیر با انحراف و التقاط را خواهیم داشت.
من تعجب میکنم که مسئول محترم صدا و سیما، چگونه اجازه میدهد که فیلمهای استهزاکننده اصول و فروع دین پخش گردد. چرا باید در تلویزیون جمهوری اسلامی چندین بار فیلم «ورود آقایان ممنوع» پخش گردد؟ شما آقایان سیما و ارشاد دانسته یا نادانسته، حکم مستر همفر جاسوس انگلیسی سابق را پیاده میکنید که گفت اگر سه کار در کشورهای اسلامی انجام بگیرد، نفوذ فرهنگ و استعمار ما در آنجا عملی شده است.
1 ـ مردم را از روحانیت و مرجعیت جدا کنید و راه این است که شخصیت آنها را در ذهن عوام تخریب کنید 2 ـ حجاب زنان را بردارید. و عفت عمومی را مبتذل نشان دهید 3 ـ موسیقی را عمومی کنید. و الان میبینیم علاوه بر صدا و سیما در فرودگاهها، سالنها، آسانسورها و پشت گوشیهای تلفن و موبایل انواع موسیقیها گذاشتهاند و همچنین درتالارها خوانندهی معلوم الحال، مردم را بلند میکند و با ترانه و موسیقی مردم را میرقصاند و سیما هم مأمور پخش آن میشود. هر چه واعظان و عالمان دین کار تربیتی می کنند، عوامل حوزهی شما کار آنها را ضایع می-کنند.
مؤمنین از شما انتظار داشتند که اسلام نزد شما عزیزتر باشد، خواهش میکنم درست عنایت فرمایید. آیا شما تحلیل و مفهوم این آیه را میدانید یا نه؟ به فرض اگر میدانید پس چرا برخلاف آن موضع گرفتهاید و اگر نمیدانید پس توجه فرمایید و خود را از خطر محاکمه خداوند برهانید.
قرآن کریم فرمود «لقد کان لکم فی رسولالله اسوه حسنه» یعنی ای بندگان من! خود را از لحاظ رفتار و افکار شبیه پیامبر (ص) و اهل بیت او کنید تا بهشت برای شما باشد. در حال حاضر شبیهترین مردم به پیامبر (ص) که اعمال و رفتارشان الگویمان باشد، چه کسانی هستد؟ الگوی ما شخصیتهایی مانند امام خمینی، مقام معظم رهبری، علما و مراجع، نخبگان علمی، شهدا و... هستند که باید شرح حال زندگی آنها از کودکی تا زمان حاضر مطرح شود تا معلوم شود در زندگی آنها، کدام عمل تقوایی و عمل صالحی نقطهی عطف موفقیت آنها در تمام عرصههای زندگی شده تا به این مقام دست پیدا کنند. گفتهاند شهید بهشتی در 17 سالگی نماز شبش ترک نمی شد یک بار پدر ایشان با استفاده از تاریکی شب به قنوت طولانی او گوش داد که عرضه میدارد بارالها کاری کن یک گوشهی مسئولیت اسلام بر دوش من باشد (آیا این برای جوانان آموزنده نیست؟)
حالا من از جناب آقای ضرغامی میپرسم: در لحظات مهم تحویل سال که زمان توجه دادن مردم به خدای تعالی و دعا و شنیدن نصایح شخصیت های دینی و سیاسی مقبول بود، چه کردید شما امسال بر خلاف سالهای قبل این لحظه ها را به بیراهه کشاندید و در تمام کانالهای سیما هنرپیشه ها و بازیگران زن و مرد را ارائه دادید. آیا هر بازیگر زن الگوی حجاب زنان ایران است؟ آیا هنرپیشهها و بازیگران زن و مرد الگوی ما هستند ؟ آیا آنها در اعمال و اعتقادات خود شبیهترین اشخاص به پیامبر اسلام هستند که در تمام کانالها شرح حالشان به مردم تعلیم میشود؟ آیا صالحتر و مومنتر از آنها که اسوة نبوی باشند نداشتید که به مردم معرفی کنید ؟ تازه عدهای از آنها هنرپیشههای زمان شاه بودهاند. مصاحبه و گفت و شنود با آنها در مقابل دیدگان داخل و خارج از کشور چه ارزش دینی و سیاسی و انقلابی داشت؟ کدام پیام معناداری را منتقل کردید؟ شما امسال از اکثر خط قرمز ها عبور کرده و در همایش ها از زنان و مردانی که در سیما ممنوع التصویر بودند دعوت کردید؟ با وضع پوششهای نامطلوب در صورتی که آنها قبلاً مهمانهای ممنوع بودند ولی چرا امسال گرامی داشته شدند!؟ و خوانندههایی که به سبک غربی می خواندند عرضه شدند.
و حالا در این دههی اول فاطمیه می بینیم یک مرتبه سیما سیاهپوش می شود و نوحهخوانی و خطابه راه می افتد که از تعادل خارج می شود و به ذهن می رسد که گویی قرار است رضایت دو طیف تبلیغ کننده و مذهبی ها جلب شوند. برای چه؟
آیا آسان جلوه دادن روابط غیر مشروع میان زن و مرد نامحرم، ایستادن در برابر احکام قرآن هست یا نه؟ آیا پخش فیلمی با چنین محتوا از نظر شما چه حکمی دارد و جناب آقای وزیر ارشاد که برای فیلم های بدتر از آن مجوز صادر می کند چه نظری دارد؟ من به یکی دو نمونه از آنها اشاره می کنم.
جناب آقای ضرغامی که بخشی از امور فرهنگی کشور در اختیار شماست، در حضور شما فیلمی پخش میشود که زن شوهردار دوباره با نامزد قبلی که پسرعموی او بوده، ارتباط برقرار می کند. سپس در آخر معلوم میشود به علت دلداری به پسرعمویش که سرطان داشته مدتی به خانه او می رفته و وقتی شوهر او غیرتی می شود، زن با تعریف ماجرا تبرئه می شود. همه میفهمند که در این فیلم هدفی جز حریمشکنی محرم و نامحرم و عادی جلوه دادن روابط نامحرمان وجود ندارد. از شما میپرسیم که این آقای سرطانی برادر و یا خواهری نداشت که از او پرستاری کند و لازم نباشد که زن جوان شوهرداری، تا بعد از نیمه شب راهی خانهی نامزد قبلی شود؟ این گونه توجیحات برای فریب مسئولان ساده لوح و یا توجیحی برای افرادی است که دغدغهی دینی ندارند.
در فیلم دیگری طعنهی کلاسیک نسبت به روحانی که در لباس سرباز امام زمان علیهالسلام است، القا می شود و روحانی مورد تحقیر قرار می-گیرد. و توجیه در تأیید این فیلم این بوده است که ما می خواهیم روحانی غیرواقعی را نشان دهیم در صورتی که از طریق همین دفاع بد، روحانی واقعی هم تخریب می شود. من از طلبههای جوان درشگفتم که آیا فقط ما مکلف هستیم از این لباس مقدس دفاع کنیم، چرا آنها بعد از این قبیل فیلمها درس را تعطیل نکردند ونگفتند باید تکلیف ما با این توهین و تحقیر مسائل اسلامی که کار تبلیغی ما را ضایع می کند روشن گردد بالاخره ما ترویج اسلام و قرآن بکنیم یا نه؟
همچنین با مجوز ارشاد فیلمی در سینماها اکران میشود که زندگی خصوصی خانواده را ارائه میدهد که کاملاً فرهنگ دینی خانوادة ایرانی را از هویت خالی میکنند [بعداً معلوم خواهد شد که در این گونه فیلمها و اکران و پخش آنها چه دست هایی در کار بوده است] آیا خبر دارید که غالباً برنامههای مفید مانند سخنرانی اشخاص برجسته و مقبول دینی و سیاسی، در زمانهای سوخته، مثلاً دوساعت بعد از نیمه شب پخش می شود ولی فیلمها و سریالها و برنامههای بیهوده در ساعات پربیننده پخش میشود. کسانی مصمم شده و دستور دشمن را عملی میسازند که فرهنگ دینی مردم را به تدریج معدوم سازند. معلوم است که وقتی مردم عقیدهی صحیح اسلامی را از دست بدهند به هر سو رانده خواهند شد. یکی از پیروان امام باقر علیهالسلام با شخصی که به تناسخ اعتقاد داشت، مراوده می کرد. امام به او فرمود: یا با او باش یا ما! زیرا عقیده است که عمل را تولید میکند. پس مسئولین برای اینکه خطای فکری نداشته باشند، باید عقاید خود را اصلاح کرده و به افکار خود رنگ قرآنی بدهند. شما نگویید مگر ما رنگ قرآنی نداریم؟ باید عرض کنم عدهای از مسئولین نظام که قصد بدی هم ندارند، افکارشان قرآنی نیست، مثلاً در مورد حجاب میگویند ما اول باید کار فرهنگی کنیم و تندروی صحیح نیست.
اما به عرض شما برسانم که بی حجابی دو نوع است. گروهی که ناآگاهند باید روی انها کار فرهنگی وسپس اجرایی انجام داد. و گروهی که مأمور حریم شکنی در جامعه هستند مخصوصاً در شهرهای مذهبی در حال اجرای مأموریت هستند قرآن در مورد این گونه اشخاص می فرماید اول کار اجرائی قاطع و تعزیرات و سپس کار فرهنگی کنید. در سورهی نور که بیشتر احکام آن مربوط به عفت عمومی جامعهی مسلمین است، در اول سوره میگوید احکام این سوره الزامی و واجب الاجرا است. بعد بلافاصله میفرماید «الزانیه والزانی فاجلدوا کل واحد منهما» یعنی زناکار را که حریم خانوادهها را ناامن و حکم خدا را سبک میکند، شلاق بزنید، سپس کار فرهنگی از قبیل ازدواج آسان و روابط مشروع مرد و زن در حوزهی ازدواج را مطرح میکند را مطرح میکند.
باز هم از آقایان مسؤل فرهنگی میپرسیم که چرا دولت فعلی ما وقتی میتواند با قدرت تمام قیمت گاز را از بیست هزار تومان به پانصد هزارتومان برساند و این گرانی و گرانیهای دیگر را دامن بزند، در مورد بیحجابی جامعه ناتوانی میکند وقایقران و فوتبالیست وآکروباتیک زن را به خارج میفرستد تا عرض اندام کنند. این چه ضرورتی است؟ آیا این عمل به قرآن است؟ چرا نماینده مردم در مجلس از رئیس محترم دولت راجع به حجاب سؤال میکند جواب سربالا میشنود؟ ما میبینیم تنها رهبر معظم انقلاب و ولی امر مسلمین فریادش به آسمان بلند است که اسلام و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را احیا کنید. چرا شماها فریاد «یالَلمسلمین» ایشان را جواب نمیدهید؟ چرا دانسته یا ندانسته در مقابل توانمندی شماها اسلام و اعتقادات تخریب میشود؟ چرا به عملکرد حوزهی خود نظارت نمیکنید؟ جناب آقای حسینی، بهترین عمل برای شما آن است که معاون سینمایی خود را به زیر سؤال برده و نگذارید بیش از این اسلام به استهزا گرفته شود. در نظام اسلامی ما تا یک خیانت و یا عمل مشکوک سیاسی رخ میدهد یک زلزله فراگیر پدید میآید و دندان پوسیده کشف و طرد میشود و این خیلی خوب است. اما وقتی اسلام و دین و روحانیت و امر به معروف و نهی از منکر و حجاب به خطر میافتد حرکتی و غیرتی مشاهده نمیشود. جناب آقای ضرغامی شما وقتی در مورد انتخابات جوّ فراگیری که وظیفهی این سازمان است، ایجاد میکنید که کار به خوبی انجام میگیرد پس شما میتوانید در مورد امور دین و ترویج اسلام جوّ تأثیرگذار برقرار کنید، پس چرا دراین مورد در خاموشی به سر میبرید؟
در ماه رمضان، چرا باید با نمایش پی در پی سریالهای کنترل نشده مساجد خالی نگاه داشته شود؟ آیا درست است که در شبهای رمضان جوانان در خانه ها زمین گیر شوند و از حضور در مساجد عقب بمانند؟ آن هم با موضوعاتی مانند نمایش شیطان در چهرهی اشخاص مذهبی، تمسخر قبر و قیامت، انتقال چشم برزخی با پیوند قرنیه، سرگردان بودن ارواح بعد از مرگ و... که عمدتاً مغایر تعالیم اسلام است. مثلاً در یکی از این سریالها شخصی با یک قیافهی محترم و متدین در فیلم ظاهر میشود و در ادامهی فیلم معلوم می شود این شخص همان شیطان بوده است. آیا ملتفت هستید این یعنی چه؟
از این اعتراضات سرسری نگذرید و این ایراد اکثر مردم و باید پاسخگو باشید.
کاهش سانسور فیلم های خارجی- مسخره کردن قبر و قیامت و تقدسزدایی از مظاهر دین مانند روحانیت در بسیاری از سریال های طنز - فیلمهای ماه رمضان مانند 5 کیلومتر تا بهشت، و بسیاری از فیلم هایی که به طور علنی و غیر علنی دین را تخریب و اعتقادات خرافی را ترویج می دهند – و از طرفی پخش مستندها و برنامه بسیار مفید از ساعت 12 شب تا 4 صبح که اکثر مردم در خواب هستند و پخش برنامه های مبتذل در ساعات پر بیننده – پخش موسیقی های مبتذل و کاملا مناسب مجالس لهو و لعب و تشویق مردم به خوانندگی و ریختن قبح رقاصی و.... به طور مثال برنامه های کودک مانند فیتیله و عمو پورنگ بچه ها را که دارای روحی پاک و آماده تربیت دینی هستند، به موسیقی و رقاصی عادت می دهند، چه کسی معین کرده است که شاد نگه داشتن فقط به رقاصی و موسیقی است؟ چرا میخواهید ما را فریب دهید؟ شما فکر می کنید آینده این بچه ها چه خواهد شد؟
ترویج ترانههای مذهبی در مناسبت های شادی با آهنگ های مبتذل - معمولاً در فیلمهای به اصطلاح مذهبی دو گروه ارائه میشوند، 1 – شخصیتی دیندار افراطی (خشکه مقدس ) 2 – شخصیتی بی دین التقاطی ولی متمدن و اجتماعی هستند، آیا واقعا شما این تبلیغات سمّی را درک می کنید، البته که درک میکنید و...
تذکرات اختصاصی به مدیریت محترم ارشاد
تمام ایراداتی که به رئیس محترم صدا و سیما وارد بود به حضرتعالی دو برابر شامل است زیرا معاون سینمایی شما فیلم هایی را که ضد احکام صریح قرآن کریم است تأیید کرده است.
حالا شما خواهید دید که بعد از اکران فیلم «گشت ارشاد» چگونه فریضهی امر به معروف و نهی از منکر، چهرههای مذهبی و بسیجی مسخره میشوند. شما به رخ ما نکشید که این فیلمها در جشنواره فیلم فجر تأیید شده، آنجا کدام دیندار اسلامشناس چنین فیلم هایی را تأیید کرده است؟
شما که فیلم ورود آقایان ممنوع که توهین به آیات سورهی نور است. ملاحظه می کنید که چگونه دختران دبیرستان به مرد ممنوع الورود اظهار عشق می کنند و او انگشت خود را بر صورت بانویی که نسبت به نامحرم حساس است فرو می برد و این مدیر مدرسه را نسبت به این امر بی-تفاوت می کند و حجاب کنار می رود و.... آنگاه معاون سینمایی شما به آن اجازهی اکران می دهد.
جناب وزیر ارشاد، اگر مأموران الهی از شما بپرسند که چرا اجازه دادید چنین فیلمهایی تأیید شود چه جوابی خواهید داد؟ چه کسی عامل اصلی تحقیر حجاب و اسلام و ترویج خرافات به عنوان دین در جامعه خواهد بود؟ این معاون سینمایی شما که این گونه فیلمها را مجاز کرده در واقع امر به معروف و نهی از منکر که یکی از فروعات متروکهی دین در جامعه است را متروکتر میکند. این امر از دو حال خارج نیست یا معاون سینمایی شما دغدغهی دینی ندارد، پس در این صورت این پست برای او خارج از ظرفیت است و اگر او ساده لوح بوده و فریبش دادهاند که اجازهی پخش فیلمهای مخرب و ضد دین را میدهد باز هم این پست برای او به ضرر نظام است.
ضمناً به اطلاع شما برسانم که مفتضح ترین فیلمها در اتوبوسهای بین شهری و قطارها، پخش می گردد. آیا این مسئله کار فرهنگی نامیده می شود؟ آیا این مسئله مشکوک نیست؟
من در پایان سخنانم مضمون حدیثی را به عرض صاحبان امضا می رسانم. از رسول گرامی (ص) روایت است گناهی که تا قیامت توبه ندارد، این است که کسی را بر مردم حاکم کنی که شایستهی آن نبوده است. و ما مردم هم اگر به کسانی رأی بدهیم که دغدغهی دینی و خدمت به مردم و کشور ندارد و ولایت فقیه برای او فقط یک شعار است ما هم همین گناه را مرتکب شده ایم.
منبع: رجا
امروز در سایت الف یادداشتی را خواندم که در نقد سیاست واردات میوه شب عید بود.
آن مطلب نگارنده معتقد بوده که به علت حضور بی رویه میوه های خارجی در ایران ، کشاورزان ایرانی نتوانستند محصولات خود از قبیل مرکبات را به بازار عرضه کنند و از طرفی آن میوه ها بی کیفیت و خراب بوده و به درد دام می خورده اند. اما آنچه بنده در بازارهای شهرمان دیدم ، فراتر از عدم توانایی رقابت میوه های ایرانی با مشابه خارجی بود و به نوعی حضور نوع میوه خارجی تولید داخل و خارج در بازار بود. یعنی آنچه را که خودمان هم تولید کرده ایم به نوعی نهال و بذرش را از میوه خارجی گرفته ایم و این یعنی نابودی نوع میوه ایرانی که خود در کنار مطلب انتقادی و صحیح الف ، مطلب دیگریست که در اینجا آورده می شود انشاالله.
شب عید امسال ، در بازار خرده فروشی های میوه اصفهان ، پرتقال به عنوان پرمصرف ترین میوه شب عید انواع مختلفی داشت:
الف)پرتقال تامسون شمال(یا حداقل منسوب به این نام): غلبه با این نوع پرتقال بود. پرتقالهایی در سایز بزرگ و متوسط ، بدون هسته ، دارای جوانه های میوه در انتهای پرتقال ، اکثرا بی مزه ، گاهی تلخ و در مواردی ناشاداب و پلاسیده بود.قیمت حدودی عرضه هر کیلو بین 1000 تا 1500 تومان
ب) پرتقال مصری : واکس خوره ، سایز متوسط ، گاهی دارای هسته با طعمی مناسب و تقریبا شبیه به آنچه از پرتقال انتظار است. هر کیلو بین 2200 تا 2500 تومان
ج) پرتقال قرمز یا خونی یا تو سرخ : دارای مزه ای شبیه به پرتقال و گونه ای نزدیک به آنچه ما به عنوان پرتقال می شناسیم لیکن دارای رنگ و طعمی متفاوت . دارای قیمتهای متفاوت بسته به سایز و کیفیت پرتقال
د)پرتقال معمولی : این نوع از میوه ، شبیه ترین نوع از انواع مذکور به میوه ایست که ما آن را با عنوان پرتقال می شناسیم. بطور معمول باظاهری غیر آراسته و خاک خورده و با سایزهایی کاملا متفاوت ، در مواردی کم آب و خشک. از قرار هر کیلو حدودا 800 تا 1200 تومان
کلام به بیراهه نرود...
سوال بنده این است که در صورتی که در مرکز ایران در اصفهان بخواهیم از پرمصرف ترین میوه شب عید یعنی پرتقال ، با طعم و عطر و خاصیت میوه هایی که قبلا به این نام می شناختیم و مصرف می کردیم استفاده کنیم چه باید بکنیم؟ چه بلای بر سر تولید میوه های تولید داخل آمده است که بهترین میوه موجود در بازار ما ، پرتقال وارداتی مصری است که در بهترین حالت جایگزین مرکبات 20 سال پیش ما نیست؟ آیا پس رفت کرده ایم؟
آیا اصلاح بذر و نهال و روشهای تکنولوژیکی از این قبیل این بلا را بر باغداری و محصولات ما آورده اند و این وضعیت از ارایه روشها و متد وزارت محترم کشاورزی است؟
اگر اینگونه است حضرات را به این جمله جان مایه کتاب توسعه آقای هایامی ارجاع می دهم که می گوید: " فن آوری بدون وجود نهاد مرتبط با آن فن آوری نه تنها عامل توسعه بلکه مانع توسعه است"
آیا راهی برای بازگشت به همان میوه های سالم و خوشمزه و با طعم و کیفیت ایرانی هست؟ نکند این فن آوری های مشکوک وارداتی میوه ها و درختان ما را عقیم کرده اند و به سالها گذر زمان نیاز باشد تا بفهمیم چه بلایی بر سرمان آمده است؟ (حتما مستحضرید آنچه بر سر گردو و پسته ما آمد همین بود که انگار آقایان هنوز هم نمی خواهند بفهمند.)
چه کسی نام میوه را بر این تفاله های گندیده و بد مزه گذاشت و فقط به علت بازده بالاتر وسود بهتر آنها را به ما قالب کرد؟
هنوز باید خودمان را به کوری و نفهمی زده و برخی دستان آلوده در داخل و خارج را نبینیم و ارتباطهای آنها را نفهمیم و بگوییم انشاالله گربه است؟
بحث فقط پرتقال های ما نیست بلکه آن بلایی که بر سر ما آمده کل میوه ها و در درجه بعدی کل محصولات کشاورزی ما و حتی کل تولید و فرهنگ تولید ما را شدیدا متاثر ساخته است.
نگاه حقیر از دریچه یک فرد معمولی از افراد جامعه است که کمی هم با ادبیات توسعه اقتصادی آشنا شده است ولی از بعد دیگر شما می توانید قرائن این صحبت ها را پای درد دل کشاورزان و باغداران ما به وضوح بیابید.
امیدواریم که مسئولین امر کمی به خود بیایند تا جلوی این خیانت آشکار و پنهان گرفته شود.
بعد از خواندن کتاب توسعه و مبانی تمدن غرب از آ سید مرتضای آوینی ، رفتن و نشستن سر کلاس توسعه اقتصادی اساتیدِ دست و پا بسته و مفلوک غرب زده که گُرگُر کف دانشگاههای ما ریختند رو اصلا به کسی توصیه نمی کنم! توصیه؟ باید عرض کنم خدا برای هیچ بنی بشری نخواد.
وقتی دیدم بچه های مردم زیر دست این استاد بلا معارض دانشگاه چون سیب زمینی هایی در آب جوش توی کتری سر گاز خوابگاه ، در حال پخته شدن هستند تا چند سال نزدیک دیگه جای همین استاد قبلا انقلابی بشن استاد سیب زمینی ، جدا دلم گرفت. بازم از اون احساس وظیفه های خرکی مذهبی کردم و گفتم باید جریان سوالات رو راه بندازم هر چند استاد چندان استقبلی نکنه! و شد آنچه که باید می شد.
ببخشید استاد...(بعد از چند دقیقه)....
-بله؟
استاد میشه بفرمایید که توی جوامع سکولار...(استاد معزم حرف بنده رو قطع کردند و فرمودند:)
-سکولااااااااااار؟ مگه ما جامعه سکولار داریم؟
(دوستان حتما میدونید که ریختن یه پارچ آب سرد رو سر آدم تو زمستون یعنی چی.)
استاد اصلا حرف ما اینه که اصلا مگه ما جهمعه غیر سکولار هم دااااااریم؟
- ببینید. احتملا شما تو معنای سکولار گیر داری. سکولار یعنی بی دین!!!! ما هیچ جامعه ی بی دینی اصلا نداریم!!! حتی اروپا و آمریکا به کلیسا رفتنشون بیش از مسجد رفتن ماست!(این از اون کمی سازی های مدرن برای حصول شاخص قابل اندازه گیری در علم اقتصاد به طور خاص و در علم مدرن بطور عام است که مسجد=کلیسا و رفتن به این اماکن= میزان مذهبی بودن و همین یعنی سکولار نبودن!!!)
نمیخوام بگم که استاد فرمودند که مثلا دروغ گفتن یه ضد ارزش هست. دزدی همینطور. این توی همه دنیا هست و این نشون میده همه به دین به نوعی پایبند هستند ... هرچند صدای یکی از بچه ها در اومد که استاد اینها ارزشهای انسانی هستند... و استاد بود که تولید نظرات مدرن و شاخص سازی های به واقع بدیع می کردن و علم اقتصاد رو توسعه می دادن!
دیگه بقیه اش رو نمیگم .یعنی نمیخوام بگم که شاخص سازی ها چطوری هستن!
دوستان ببخشند. عذر میخام که روضه باز خوندم واستون. به دلم افتاد. بچه های علم و دین و فرهنگستان و عدالتخواه و همه همه حلال کنن....
برای ما فرقی ندارد که فلان بزرگوار فتوای وجوب شرکت در انتخابات را بدهد یا ندهد.ما که دینمان را در 1400 سال پیش جا نگذاشتیم که حالا ندانیم چه بکنیم.
شاید برخی دوستان بگویند که یک رای ما در انتخاب شدن فلان نماینده اصلح تاثیر ندارد و به دلایل بسیاری از جمله عدم مقبولیت او انتخاب نمی شود. باید گفت زنبوری را بیاد آوریم که با آب دهان خود روی آتش تهیه شده برای حضرت ابراهیم ع می ریخت و برای کار خود این دلیل را اقامه کرد که اگر از من بپرسند زمانی که ابراهیم ع در اتش بود، چه می کردی؟ من پاسخ خواهم داد در حال تلاش برای خاموش کردن آتش بودم.
آتش افروزان جبهه شیطان اطراف ملک ابراهیم گرد آمده اند و هیزم تهیه کرده اند.
با یک بند انگشت جهادی ما له خواهند شد انشاالله.
باید نیت کرد ، لباس رزم پوشید ، بر سر و صورت خزاب کرد و جهادگونه پای صندوق رای حاضر شد.
مقام معظم رهبری:
در نظام اسلامی همه باید پاسخگو باشند.
اصل 88 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران:
در هر موردی که حداقل یک چهارم کل نمایندگان مجلس شورای اسلامی از رئیس جمهور و یا هریک از نمایندگان از وزیر مسوول دربارۀ یکی از وظایف آنان سوال کنند ، رئیس جمهور یا وزیر ، موظف است در مجلس حاضر شود و به سوال جواب دهد و این جواب نباید در مورد رئیس جمهور بیش از یک ماه و در مورد وزیر بیش از ده روز به تاخیر افتد مگر با عذر موجه به تشخیص مجلس شورای اسلامی.
و بالاخره افتخار دیگری در مملکت اسلامی ما رقم خورد که رییس جمهور به عنوان بالاترین مقام اجرایی کشور باید به نمایندگان ملت در خصوص ابهامات موجود در اذهان آنها پاسخ دهد. فارغ از اینکه این اقدام در پایان مجلس شائبه سیاسی بودن را به ذهن متبادر می کند ، اقدامی شایسته است که خیلی زودتر از اینها باید به آن پرداخته می شد و در این راه آقای علی مطهری زحمات زیادی کشید و از دشمن دانا و دوست نادان زخم زبانها شنید و هزینه ها پرداخت کرد تا در پایان عمر مجلس هشتم بتواند این طرح سوال را اعلام وصول کند.
قبل از ارایه مطالب لازم به توضیح می دانم که:
هرگاه در خصوص کار ووظایف رئیس جمهور یا هریک از وزرا برای مجلس ابهاماتی پیش آید یا مجلس نیاز به تنویر مسائلی داشته باشد قانونا چهار راه عمده در پیش دارد تا از ابهام درآمده و قانع شود. این چهار راه عبارتند از:
1- تذکر
2- سوال
3- استیضاح
4- تحقیق و تفحص
شایدبه ذهن برخی دوستان اینطور بیاید که در شرایط فعلی که کشور مورد شدیدترین تحریم های اقتصادی و حتی تهدیدات نظامی قرار دارد ، آیا محاکمه رییس دولت اقدامی صحیح است؟
در پاسخ باید گفت چشم ها را باید شست.... جور دیگر باید دید. این سوال از رییس جمهور به معنای محاکمه وی در خصوص عملکرد خلافش در دولت نیست بلکه سوال در خصوص ابهامات موجود در ذهن نمایندگان است که رییس دولت باید به استقبال آن برود و این ابهامات را بزداید. قطعا در صورتی که تخلفی صورت نگرفته باشد ، رییس جمهور با سری افراشته و سینه ای سپر در مجلس نمایندگان ملت حضور خواهد یافت و زدودن ابهامات باعث خوشنودی نمایندگان و مردم می شود و جاده خدمت رسانی برای دولت هموارتر خواهد شد چون برخی اعتماد های از دست رفته باز به دست خواهند آمد و برای رییس جمهور این اعتماد مردمی سرمایه بسیار بزرگی است.
از دیگر سو باید در نظر داشت تحریم ها و شرایط خطیر برای ایران همواره بوده و در آینده هم خواهد بود و اینها نباید در امور جاری کشور خللی ایجاد کند.
مطلب دیگر اینکه آیا رییس جمهور در فرصت یک ماهه تعیین شده در مجلس حضور خواهد یافت؟
بنظر بنده همین که تابوی سوال از رییس جمهور در مجلس شکسته شود و آن بار سیاسی که بر این اقدام بار کرده اند به یک باره بریزد ، موفقیت بزرگی است و در خاطر این رییس محترم و سایر روسای جمهور در آینده ایران اسلامی خواهد ماند. لذا حضور رییس جمهور مطلب دوم است که باید در صورت امتناع ایشان از حضور ، تا جایی که به امنیت کشور ضربه نخورد مورد پیگیری مجدانه از طریق دوستان و حامیان رییس جمهور در درجه اول و تشکل ها و رسانه ها و مجلس در درجه بعدی قرار گیرد تا محقق شود این کلام که : "در نظام اسلامی هیچ کس از پاسخگویی مصون نیست." ضمن اینکه در صورت عدم حضور ایشان ، ممکن است ابزارهای قانونی دیگری مانند استیضاح یا ارجاع سوال به قوه قضاییه توسط مجلس استفاده شود که برای رییس جمهور اصلا مناسب نخواهد بود.
اما نکته ای که به ذهن بنده می رسد اینکه ای کاش به نوعی یکی از حرکات دولت در قصور در مقابله با جبهه جریان غرب هم در این سوالات مطرح می شد تا فرصت سوزاندن این نماد مقاومت(دکتر احمدی نژاد) در برابر اسراییل و جبهه غرب را از بد خواهان بگیرد و حاوی این پیام باشد که ما برای ابهامات و ضعفهای احتمالی عملکرد داخلی و نیز قصور در برخورد با جبهه غربی اسراییلی رییس جمهورمان را مورد سوال قرار می دهیم. از او می پرسیم که چرا بیش از این با شما دشمنان مقابله نکرد و نه اینکه این سوال هجمه علیه رییس جمهورمان تلقی شود و این هجمه در کنار هجمه غربی-اسراییلی تلقی شود و در نهایت اینطور به غلط نتیجه گیری شود که نمایندگان 70 میلیون نفر مردم ایران هم از احمدی نژاد به عنوان نماد مقاومت سیاسی با غرب خسته شده اند و خواهان سازش با غربیان هستند.
با لحاظ چنان سوالی می توانستیم به تبلیغات گستره و جهت دار آنان تا حدودی مهر خنثی شدن بزنیم اما ... .
متن سؤال از رئیس جمهور :
۱- چرا قانون تسهیلات ارزی برای متروی تهران و کلانشهرها و حمل و نقل عمومی سایر شهرها علیرغم نیاز مبرم این شهرها به روانسازی ترافیک خصوصا با آغاز هدفمندی یارانهها، حاملهای انرژی، ابلاغ و اجرا نشد.
۲- طبق آمار اعلام شده از سوی برخی مسئولین اقتصادی نرخ رشد اقتصادی کشور در سال ۸۹ حدود ۴.۵ درصد بوده و اگر نرخ اعلام شده از سوی صندوق بینالمللی پول را بپذیریم، به حدود ۳ درصد بوده است در حالی که طبق برنامه باید حداقل ۸ درصد باشد؛ آیا این امر حاکی از ضعف مدیریت اقتصادی کشور نیست؛ همچنین با این نرخ رشد آیا ممکن است یک میلیون و ۶۰۰ هزار شغل در کشور ایجاد شده باشد.
۳- در اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها سهم بخش تولید صنعتی و کشاورزی تاکنون به درستی پرداخت نشده و باعث گران تمام شدن هزینه تولید کالا و محصول و آسیب دیدن بنگاههای اقتصادی شده است؛ چرا دولت مقید به اجرای قانون مجلس نیست.
۴- مقاومت ۱۱ روزه جنابعالی در مقابل حکم حکومتی رهبر انقلاب مبنی بر ابقای حجتآلاسلام مصلحی وزیر محترم اطلاعات چه توجیهی دارد.
۵- این سخن جنابعالی که مجلس در راس امور نیست، چه هدفی را دنبال میکند.
۶- وزیر ورزش و جوانان پس از ۵ ماه از ابلاغ قانون تشکیل وزارت ورزش و جوانان با نامهای غیرمعمول به مجلس معرفی شد. آیا این امر نوعی تلاش برای گریز از اجرای قانون نیست.
۷- مبلغ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان بودجه ارتقای شاخصهای فرهنگی کشور در قانون بودجه سال ۱۳۸۹ چگونه هزینه شده است.
۸- چه ضرورتی وجود داشت آقای منوچهر متکی وزیر سابق امور خارجه در زمان ماموریت خود به سنگال عزل شود، به طوری که علاوه بر تحقیر شخصیت ایشان نظام جمهوری اسلامی ایران در سطح جهان آسیب ببیند.
۹- چرا جنابعالی با علم به اینکه انتقاد از برخی مجریان قانون عفاف و حجاب در رسانه ملی موجب کاهش اقتدار نظام در این حوزه و بدتر شدن وضع پوشش اسلامی در جامعه خواهد شد در برنامه زنده تلویزیونی ضمن متهم کردن برخی مجریان این قانون برخلاف اجماع فقها بر وظیفه دولت اسلامی در آن مرتبه از امر به معروف و نهی از منکر که نیازمند اعمال قانون است، با اعلام این مطلب که راه حل این مسئله منحصر به کار فرهنگی است. از دولت سلب مسئولیت نمودیم و پس از مخالفت گسترده مراجع تقلید، ائمه جمعه، علمای بلاد و نمایندگان مجلس با سخنان شما در مصاحبه زنده تلویزیونی بعدی اعلام کردید که سخن من همان است که گفتم؛ این رفتار شما چگونه توجیه میشود.
۱۰- چرا نظریه ترویج مکتب ایرانی به جای مکتب اسلام را که توسط رئیس دفتر شما بیان شد علیرغم ضدیت با مبانی انقلاب اسلامی و مخالفت قاطبه مراجع عظام تقلید و علمای بزرگ و دلسوزان نظام تائید و بر آن تاکید نموده و باعث تنزل جایگاه انقلاب اسلامی و زنده شدن تعصبات قومی در میان مسلمانان و سوءاستفاده مخالفان وحدت اسلامی گردیدیم. اصولا چرا ازگروه موسوم به جریان انحرافی علیرغم هشدار و اعلام خطر علمای بزرگ اعلام برائت نمیکنید. بلکه از این افراد دفاع مینمایید.
«آزادى تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتى بلکه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است. مقام معظم رهبری
داشتم مطلبی را آماده می کردم پیرامون آزادی بیان ، که متوجه شدم جنبش عدالت خواه بیانیه داده و کلیت مطالب مورد نظر بنده ، در آن آمده و به همین خاطر با یک تیر دو نشان زدم و هم مطالبم را و هم بیانیه را نشر دادم.
بیانیه جنبش را در اینجا ببینید.
برخی نکات مثل تاکید بیش از حد بر عدم حمایت از متن صحبتهای مطرح شده د رسانه ها ، که گویا به دلیل نگرانی جنبش از اتهامات آتی بدگویان و کج اندیشان بوده است و نیز جایگاه این صحبتها که حتما و لزوما حوزه و دانشگاه است و برخی نکات کوچک دیگر مورد بحث خود بنده نیز هست ولی کلیت بیانیه را قبول دارم و آن را در فضای کنونی اقدامی ستودنی و لازم الاجرا و البته حداقلی می دانم که بسیاری از تشکلها از جمله بسیج جسارت و یا بصیرت ورود به این عرصه حداقلی را هم نداشتند.
سایت جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون آزادی بیان و صحبتهای اخیر آقای عماد افروغ و سایرین مطالبی بسیار ارزشمند از بیانات رهبری و اساتیدی چون رحیم پور ازغدی و سوزن چی و ... در تارنمای خود قرار داده که می تواند مفید باشد.
و در اینجا هم نظر یکی از شاگردان آقای عماد افروغ آمده است و از زاویه نگاه خودشان به موضوع پرداخته اند که خواندن آن خالی از لطف نیست.
دوستان گرامی سلام
در شرایطی که برچسب ضدیت با ولایت فقیه بطور انبوه چاپ و به دست برخی نااهلان توزیع شده است ، سکوت در برابر آن را خیانت دانسته و برای شکستن این فضای آلوده که تا بحال چندین بار مورد تهاجم شخص مقام عظمای ولایت رهبرمان سید علی خامنه ای قرار گرفته دست به قلم شده و پس از مدتی سکوت در خصوص احوالات جامعه و مسایل اقتصادی و سیاسی ، روزه سکوت را در دفاع از فردی که تصور می کنم مظلوم واقع شده است می شکنم.
پس از این اعلام موضع صریح برای برخی حضرات که تصور می کنند با برچسب زدن ها و تنگ کردن عرصه و تملق گفتن از این و آن می توانند زبان ما را کوتاه کنند ، به همان صراحت اعلام میکنم که هرگز تمامی رفتارهای علی مطهری را تایید نکرده و نمی کنم و این دفاع ، دفاع از کلیت حرکت یک نماینده اصولگرای اصلاح طلب نوعی است که به دور از فضاهای رایج لابی در مجلس هشتم ، زبان سرخ خود را در کام سبز خود نگاه نداشت و به تمامی آن مصلحت اندیشی ها و محافظه کاریها - که به تعبیر بزرگ مرد عرصه رصد جریان انقلاب ، قتلگاه انقلاب است - پشت پا زده و نشان داد که فرزند خلف همان شهید ناسازگار با جریان زر و زور و تزویر است.لذا وجود انتقادات و حتی از اساس مخالفت با برخی گفتارها و رفتارهای این نماینده را نیز در کارنامه خود داشته و بر آنها پایبند هستم. با این وجود ایشان جهت حرکتی مخالف با جریان مصلحت طلب امروزی داشته که همین امر مهر تایید بر کارنامه روشن ایشان است که البته خالی از خطا هم نیست ولی قطعا از بسیاری افراد محافظه کار و متملق که به لابی های خود می اندیشند و از گزند هر گونه رد صلاحیتها و خصومتها و پروندههای قضایی و ... به دورند چرا که اساسا در میدان مصاف حضور ندارند و سیاهی لشکری هستند که غنیمت حضور خود را ماهانه در حساب خود با نام حقوق می بینند و سرمست از رشوه ها و رانتهای حاصله از آن جایگاه به گرفتن هدیه مشغول بوده و نام کمک به مسجد و کمک به حوزه انتخابیه و الخ بر آن نهاده و هر کدام را صرف تبلیغ برای تثبیت دوره نمایندگی خود میکنند. به راستی بیایید بیندیشیم که کدامیک بهتراند؟ اساسا به نظر حقیر مقایسه این دو تیپ افراد با هم کاری از بنیان اشتباه است چه اینکه هر دو با نام خدمت آمده اند ولی یکی برای خدمت کردن و دیگری برای خدمت شدن!
نکته مهم دیگر اینکه برخی ادعا می کنند ممکن است شواهدی باشد که بر مبنای آن وزارت محترم کشور دست به رد صلاحیت علی مطهری و امثال وی زده است و بهتر است در مورد چیزی که نمی دانیم اظهار نظر نکنیم . پاسخ به توجیحات این دسته افراد این است که ما بر اساس آنچه موجود است و می دانیم و برایمان متقن است حکم می دهیم و اگر فردا روز ، مسایلی دیگر روشن شود حکم ما هم تابع اطلاعات جدید تغییر خواهد کرد و این مسئله ای بسیار بدیهیست و صد البته که گویا خیلی ها در بدیهیات گیر دارند!
در پایان حرفهای بنده با بیانی دیگر در این نامه هم آمده است.
روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:
رای مجلس شورای اسلامی به یک استفساریه که به موجب آن از این پس با حداقل دو سال پست سیاسی، میتوان 80 درصد حقوق مدیریتی را الی الابد دریافت کرد، موجب اعتراض رسانهها شد.
براساس این تصمیم که با اصرار اولیه حدود 120 نماینده و همراهی اکثریت مجلس اتخاذ شد کسانی که حداقل دو سال در پستهای سیاسی باشند، درصورتی که از این پستها برکنار شده یا کناره گیری کنند، درصورتی که به سمت پایینتر منصوب شوند و حقوقشان کمتر از 80 درصد قبل باشد، باید مابه التفاوت حقوق به گونهای به آنها پرداخت شود که از 80 درصد فوقالعاده پرداخت حقوق برخوردار شوند.
نمایندگان مجلس همچنین مقرر کردند که بازنشستگان این مناصب نیز از این دریافتی دائمی برخوردار باشند.
البته این مصوبه شامل مدیران و مسئولان سیاسی دولتهای قبل نمیشود و از این پس لازم الاجراست.
عصر ایران در اعتراض به این اقدام، آن را ضد مردمی دانست و از نمایندگان پرسید این مصوبه، مطالبه چند نفر از 75 میلیون جمعیت ایران بوده و کدام یک از شما نمایندهها جرأت دارد و اساساً رویتان میشود که حوزه انتخابیه تان بروید و به مردم بگویید که چنین چیزی را تصویب کرده اید؟
تکمیلیه اختصاصی عدالت طلبی:
1- قانون پرداخت حداقل 80 درصد حقوق زمان تصدی پست سیاسی ، به افرادی که دست کم 2 سال پست سیاسی داشته اند ، در مجالس قبلی تصویب شده بود و این مصوبه جدید با تعمیم این قانون به بازنشستگان در حقیقت آن را مادام العمر می کرد.
2-دیروز استفساریه فوق با طرح دو فوریتی تحت فشار افکار عمومی و رسانه ها لغو شد ولی علی الظاهر قانون فوق که در مجالس قبلی تصویب شده بود ، همچنان باقیست!
3- بعضی خواستند از این آب گل آلود ماهی بگیرند و به شدت به مقابله با این قانون پرداختند که شاید بتوان آن را از تلاشهای ابقا در مجالس بعدی نزدیک به دوران انتخابات مجلس دانست این در حالیست که همین افراد کارنامه های دانشجوی پولی و برخی دیگر قوانینشان که را ی مثبت داده اند موجود است!
برخی دیگر آن را دستاورد مجلس اصولگرا دانستند که باید گفت به ما اثبات شد که در این موارد این افراد حزبی اصولگرا و اصلاح طلب چندان تفاوتی با هم ندارد و شاهد مثال آن اینکه همین آقایون اصلاح طلب موجود در مجلس هم به این استفساریه رای مثبت داده اند! از طرفی اصل قانون مربوط به مجلس هشتم نبوده است!
4- داریم کم کم نگاهمون رو نسبت به این رسانه ها که یه جور دیگه بعضی موارد رو به خورد ملت میدن ، اصلاح میکنیم و از میزان اعتمادمون کم می کنیم!
ما ملتى هستیم که هرگونه تجاوز را ، بلکه هرگونه تهدید را ، با استوارى و با قدرت کامل پاسخ خواهیم داد
با خبر شدیم که قرار است زنجیره ای انسانی به دور ucf اصفهان بصورت خود جوش توسط تشکلهای دانشجویی و مردم کشیده شود. در برخی بیانیه های منتشره از همین دوستان دیدیم که آورده اند: در لبیک به فرمایشات مقام معظم رهبری در پاسخ به تهدیدات صورت گرفته علیه ایران.
توجه شما را به این قسمت از صحبتهای فرماندهی کل قوای نظامی ایران جلب می کنم:
ما اهل تجاوز به هیچ ملتى و هیچ کشورى نیستیم؛ ما هرگز اقدام به جنگ خونین نمیکنیم - ملت ایران این را به اثبات رسانده است - اما ما ملتى هستیم که هرگونه تجاوز را، بلکه هرگونه تهدید را، با استوارى و با قدرت کامل پاسخ خواهیم داد. ما ملتى نیستیم که بنشینیم تماشا کنیم قدرتهاى پوشالىِ مادى که از درون کرمخورده و موریانهخوردهاند، ملت استوار و پولادین ایران را تهدید کنند. ما در مقابل تهدید، تهدید میکنیم. هر کسى فکر تجاوز به جمهورى اسلامى ایران در مخیلهاش خطور کند، باید خود را آمادهى دریافت سیلىهاى محکم و مشتهاى پولادین کند؛ از سوى ملت مقتدر ایران، از سوى نیروهاى مسلح؛ ارتش جمهورى اسلامى ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسیج مردمى، و پشت سر همه، ملت بزرگ ایران. و بدانند؛ هم آمریکا بداند، هم دستنشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژیم صهیونیستى در این منطقه بداند؛ پاسخ ملت ایران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلکه هر گونه تهدیدى، پاسخى خواهد بود که از درون، آنها را از هم خواهد پاشید و متلاشى خواهد کرد.
حال آن حرکت این دوستان دغدغه مند را با بیانات رهبر انقلاب بسنجید.
صحبتهای جناب ایشان یک سخنرانی رو به جلو ، فعالانه ، انقلابی و کوبنده بود که مستقیما اسراییل و هم پیمانانش را تهدید به مقابله به مثل کامل میکرد. ایشان فرمودند تهدید هم بی جواب نخواهد ماند و پاسخ تهدید ، تهدید است...
از کجای این حرکت نمادین کلیشه ای که چندین بار در مقاطع مختلف من جمله در سالگرد روز فناوری هسته ای امتحان شده است بوی تهدید اسراییل می آید؟
این چگونه جواب انقلابی و متناسب و متوازن به آن تهدید به حمله قوای صهیونیستی است؟
مگر نه این است که موضعی که ما در این حرکت نمادین اعلام می کنیم در بهترین حالت تنها یک خواست مردمی برای ادامه و حفظ روند هسته ای است که آن هم در زمانهایی که انرژی هسته ای ما دولتی بیان شد کاربرد داشت؟ مگر نه این است که این حرکت نمادین تنها یک روشنگری و مطالبه ی مردمی است؟ نهایتا بتوان از آن برداشت دفاع از حق هسته ای را کرد که آن هم در این مقطع بسیار بسیار بی معنا و بلکه بد معناست. از این جهت که رهبر ما اعلام می کند ما هم شما را تهدید می کنیم و ما مدعیان درک ادبیات ایشان و مدعیان پیروی از ایشان یک گارد دفاعی می گیریم آن هم در دل خاک خودمان؟
آیا به عنوان مثال ، بررسی نقاط آسیب پذیر اسراییل و کار رسانه ای کردن بر روی آن طرح خیلی پیچیده ای است؟
آیا در پاسخ به ایجاد و فراوری ویروس استاکس نت ، تشکیل تیم های جهاد مجازی با هدف مقابله به مثل طرح خیلی عجیبی است؟ یا از دستان توانمند هکرهای ایرانی که شهرتشان در دنیا کم نیست خارج است؟
آیا تولید فیلم هایی از حقارت اسراییل در جنگهای 22 و 33 روزه و نیز تولید فیلم ها و داستانهایی با موضوع اسراییل پس از حمله به ایران ، بازتاب و اثرات کمی خواهد داشت؟
آیا تولید مقالات علمی و یا فیلم ها و مصاحبه هایی از وضعیت بی ثبات سیاسی ، فشار و رکود اقتصادی که صدای ملت آن اراضی اشغالی را هم درآورده ، بافت مردمی گرد آمده در آن زمین غصبی و گسستگی شدید آنها در زمان احساس خطر نظامی و و ضعیت بین المللی فعلی اسراییل و انتشار آن کار محالیست؟
اتلاف انرژی دانشجویان و ایجاد دیوار انسانی چه موضع انقلابی و تهدید گونه ای است؟