عدالت طلبی

اینجا برای خودم می نویسم و البته میهمان حبیب خداست.

بیانیه جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون آزادی بیان و بداخلاقی های رسانه ای اخیر

«آزادى تفکر، قلم و بیان»، نه یک شعار تبلیغاتى بلکه از اهداف اصلى انقلاب اسلامى است.      مقام معظم رهبری 

داشتم مطلبی را آماده می کردم پیرامون آزادی بیان ، که متوجه شدم جنبش عدالت خواه بیانیه داده و کلیت مطالب مورد نظر بنده ، در آن آمده و به همین خاطر با یک تیر دو نشان زدم و هم مطالبم را و هم بیانیه را نشر دادم.

  بیانیه جنبش را در اینجا ببینید.

برخی نکات مثل تاکید بیش از حد بر عدم حمایت از متن صحبتهای مطرح شده د رسانه ها ، که گویا به دلیل نگرانی جنبش از اتهامات آتی بدگویان و کج اندیشان بوده است و نیز جایگاه این صحبتها که حتما و لزوما حوزه و دانشگاه است و برخی نکات کوچک دیگر مورد بحث خود بنده نیز هست ولی کلیت بیانیه را قبول دارم و آن را در فضای کنونی اقدامی ستودنی و لازم الاجرا و البته حداقلی می دانم که بسیاری از تشکلها از جمله بسیج جسارت و یا بصیرت ورود به این عرصه حداقلی را هم نداشتند.

سایت جنبش عدالتخواه دانشجویی پیرامون آزادی بیان و صحبتهای اخیر آقای عماد افروغ و سایرین مطالبی بسیار ارزشمند از بیانات رهبری و اساتیدی چون رحیم پور ازغدی و سوزن چی و ... در تارنمای خود قرار داده که می تواند مفید باشد.

و در اینجا هم نظر یکی از شاگردان آقای عماد افروغ آمده است و از زاویه نگاه خودشان به موضوع پرداخته اند که خواندن آن خالی از لطف نیست.

+ سعید خانی ; ٩:۳٤ ‎ق.ظ ; دوشنبه ۳ بهمن ۱۳٩٠
comment نظرات ()

دفاع از علی مطهری را دفاع از گفتمان عدالت و انقلاب می دانم

دوستان گرامی سلام

در شرایطی که برچسب ضدیت با ولایت فقیه بطور انبوه چاپ و به دست برخی نااهلان توزیع شده است ، سکوت در برابر آن را خیانت دانسته و برای شکستن این فضای آلوده که تا بحال چندین بار مورد تهاجم شخص مقام عظمای ولایت رهبرمان سید علی خامنه ای قرار گرفته دست به قلم شده و پس از مدتی سکوت در خصوص احوالات جامعه و مسایل اقتصادی و سیاسی ، روزه سکوت را در دفاع از فردی که تصور می کنم مظلوم واقع شده است می شکنم.

پس از این اعلام موضع صریح برای برخی حضرات که تصور می کنند با برچسب زدن ها و تنگ کردن عرصه و تملق گفتن از این و آن می توانند زبان ما را کوتاه کنند ، به همان صراحت اعلام میکنم که هرگز تمامی رفتارهای علی مطهری را تایید نکرده و نمی کنم و این دفاع ، دفاع از کلیت حرکت یک نماینده اصولگرای اصلاح طلب نوعی است که به دور از فضاهای رایج لابی در مجلس هشتم ، زبان سرخ خود را در کام سبز خود نگاه نداشت و به تمامی آن مصلحت اندیشی ها و محافظه کاریها - که به تعبیر بزرگ مرد عرصه رصد جریان انقلاب ، قتلگاه انقلاب است - پشت پا زده و نشان داد که فرزند خلف همان شهید ناسازگار با جریان زر و زور و تزویر است.لذا وجود انتقادات و حتی از اساس مخالفت با برخی گفتارها و رفتارهای این نماینده را نیز در کارنامه خود داشته و بر آنها پایبند هستم. با این وجود ایشان جهت حرکتی مخالف با جریان مصلحت طلب امروزی داشته که همین امر مهر تایید بر کارنامه روشن ایشان است که البته خالی از خطا هم نیست ولی قطعا از بسیاری افراد محافظه کار و متملق که به لابی های خود می اندیشند و از گزند هر گونه رد صلاحیتها و خصومتها و پروندههای قضایی و ... به دورند چرا که اساسا در میدان مصاف حضور ندارند و سیاهی لشکری هستند که غنیمت حضور خود را ماهانه در حساب خود با نام حقوق می بینند و سرمست از رشوه ها و رانتهای حاصله از آن جایگاه به گرفتن هدیه مشغول بوده و نام کمک به مسجد و کمک به حوزه انتخابیه و الخ بر آن نهاده و هر کدام را صرف تبلیغ برای تثبیت دوره نمایندگی خود میکنند. به راستی بیایید بیندیشیم که کدامیک بهتراند؟ اساسا به نظر حقیر مقایسه این دو تیپ افراد با هم کاری از بنیان اشتباه است چه اینکه هر دو با نام خدمت آمده اند ولی یکی برای خدمت کردن و دیگری برای خدمت شدن!

نکته مهم دیگر اینکه برخی ادعا می کنند ممکن است شواهدی باشد که بر مبنای آن وزارت محترم کشور دست به رد صلاحیت علی مطهری و امثال وی زده است و بهتر است در مورد چیزی که نمی دانیم اظهار نظر نکنیم . پاسخ به توجیحات این دسته افراد این است که ما بر اساس آنچه موجود است و می دانیم و برایمان متقن است حکم می دهیم و اگر فردا روز ، مسایلی دیگر روشن شود حکم ما هم  تابع اطلاعات جدید تغییر خواهد کرد و این مسئله ای بسیار بدیهیست و صد البته که گویا خیلی ها در بدیهیات گیر دارند!

در پایان حرفهای  بنده با بیانی دیگر در این نامه هم آمده است.

+ سعید خانی ; ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ٢٧ دی ۱۳٩٠
comment نظرات ()

قاون دوسال مدیر سیاسی باش و یک عمر فوق العاده حقوق بگیر! چرا!؟

روزنامه جمهوری اسلامی نوشت:

رای مجلس شورای اسلامی به یک استفساریه که به موجب آن از این پس با حداقل دو سال پست سیاسی، می‌توان 80 درصد حقوق مدیریتی را الی الابد دریافت کرد، موجب اعتراض رسانه‌ها شد.

براساس این تصمیم که با اصرار اولیه حدود 120 نماینده و همراهی اکثریت مجلس اتخاذ شد کسانی که حداقل دو سال در پست‌های سیاسی باشند، درصورتی که از این پست‌ها برکنار شده یا کناره گیری کنند، درصورتی که به سمت پایین‌تر منصوب شوند و حقوقشان کمتر از 80 درصد قبل باشد، باید مابه التفاوت حقوق به گونه‌ای به آنها پرداخت شود که از 80 درصد فوق‌العاده پرداخت حقوق برخوردار شوند.

نمایندگان مجلس همچنین مقرر کردند که بازنشستگان این مناصب نیز از این دریافتی دائمی برخوردار باشند.

البته این مصوبه شامل مدیران و مسئولان سیاسی دولت‌های قبل نمی‌شود و از این پس لازم الاجراست.

عصر ایران در اعتراض به این اقدام، آن را ضد مردمی دانست و از نمایندگان پرسید این مصوبه، مطالبه چند نفر از 75 میلیون جمعیت ایران بوده و کدام یک از شما نماینده‌ها جرأت دارد و اساساً رویتان می‌شود که حوزه انتخابیه تان بروید و به مردم بگویید که چنین چیزی را تصویب کرده اید؟

تکمیلیه اختصاصی عدالت طلبی:

1- قانون پرداخت حداقل 80 درصد حقوق زمان تصدی پست سیاسی ، به افرادی که دست کم 2 سال پست سیاسی داشته اند ، در مجالس قبلی تصویب شده بود و این مصوبه جدید با تعمیم این قانون به بازنشستگان در حقیقت آن را مادام العمر می کرد.

2-دیروز استفساریه فوق با طرح دو فوریتی تحت فشار افکار عمومی و رسانه ها لغو شد ولی علی الظاهر قانون فوق که در مجالس قبلی تصویب شده بود ، همچنان باقیست!

3- بعضی خواستند از این آب گل آلود ماهی بگیرند و به شدت به مقابله با این قانون پرداختند که شاید بتوان آن را از تلاشهای ابقا در مجالس بعدی نزدیک به دوران انتخابات مجلس دانست این در حالیست که همین افراد کارنامه های دانشجوی پولی و برخی دیگر قوانینشان که را ی مثبت داده اند موجود است!
برخی دیگر آن را دستاورد مجلس اصولگرا دانستند که باید گفت  به ما اثبات شد که در این موارد این افراد حزبی اصولگرا و اصلاح طلب چندان تفاوتی با هم ندارد و شاهد مثال آن اینکه همین آقایون اصلاح طلب موجود در مجلس هم به این استفساریه رای مثبت داده اند! از طرفی اصل قانون مربوط به مجلس هشتم نبوده است!

4- داریم کم کم نگاهمون رو نسبت به این رسانه ها که یه جور دیگه بعضی موارد رو به خورد ملت میدن ، اصلاح میکنیم و از میزان اعتمادمون کم می کنیم!

 

+ سعید خانی ; ۱٠:٥٢ ‎ق.ظ ; چهارشنبه ٢٥ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

هرگونه تجاوز را ، بلکه هرگونه تهدید را پاسخ خواهیم داد

ما ملتى هستیم که هرگونه تجاوز را ، بلکه هرگونه تهدید را ، با استوارى و با قدرت کامل پاسخ خواهیم داد

با خبر شدیم که قرار است زنجیره ای انسانی به دور ucf  اصفهان بصورت خود جوش توسط تشکلهای دانشجویی و مردم کشیده شود. در برخی بیانیه های منتشره از همین دوستان دیدیم که آورده اند: در لبیک به فرمایشات مقام معظم رهبری در پاسخ به تهدیدات صورت گرفته علیه ایران.

توجه شما را به این قسمت از صحبتهای فرماندهی کل قوای نظامی ایران جلب می کنم:

ما اهل تجاوز به هیچ ملتى و هیچ کشورى نیستیم؛ ما هرگز اقدام به جنگ خونین نمیکنیم - ملت ایران این را به اثبات رسانده است - اما ما ملتى هستیم که هرگونه تجاوز را، بلکه هرگونه تهدید را، با استوارى و با قدرت کامل پاسخ خواهیم داد. ما ملتى نیستیم که بنشینیم تماشا کنیم قدرتهاى پوشالىِ مادى که از درون کرم‌خورده و موریانه‌خورده‌اند، ملت استوار و پولادین ایران را تهدید کنند. ما در مقابل تهدید، تهدید میکنیم. هر کسى فکر تجاوز به جمهورى اسلامى ایران در مخیله‌اش خطور کند، باید خود را آماده‌ى دریافت سیلى‌هاى محکم و مشتهاى پولادین کند؛ از سوى ملت مقتدر ایران، از سوى نیروهاى مسلح؛ ارتش جمهورى اسلامى ایران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و بسیج مردمى، و پشت سر همه، ملت بزرگ ایران. و بدانند؛ هم آمریکا بداند، هم دست‌نشاندگانش بدانند، هم سگ نگهبانش رژیم صهیونیستى در این منطقه بداند؛ پاسخ ملت ایران به هرگونه تعرضى، هرگونه تجاوزى، بلکه هر گونه تهدیدى، پاسخى خواهد بود که از درون، آنها را از هم خواهد پاشید و متلاشى خواهد کرد.

حال آن حرکت این دوستان دغدغه مند را با بیانات رهبر انقلاب بسنجید.

صحبتهای جناب ایشان یک سخنرانی رو به جلو ، فعالانه ، انقلابی و کوبنده بود که مستقیما اسراییل و هم پیمانانش را تهدید به مقابله به مثل کامل میکرد. ایشان فرمودند تهدید هم بی جواب نخواهد ماند و پاسخ تهدید ، تهدید است...

از کجای این حرکت نمادین کلیشه ای که چندین بار در مقاطع مختلف من جمله در سالگرد روز فناوری هسته ای امتحان شده است بوی تهدید اسراییل می آید؟
این چگونه جواب انقلابی و متناسب و متوازن به آن تهدید به حمله قوای صهیونیستی است؟
مگر نه این است که موضعی که ما در این حرکت نمادین اعلام می کنیم در بهترین حالت تنها یک خواست مردمی برای ادامه و حفظ روند هسته ای است که آن هم در زمانهایی که انرژی هسته ای ما دولتی بیان شد کاربرد داشت؟ مگر نه این است که این حرکت نمادین تنها یک روشنگری و مطالبه ی مردمی است؟ نهایتا بتوان از آن برداشت دفاع از حق هسته ای را کرد که آن هم در این مقطع بسیار بسیار بی معنا و بلکه بد معناست. از این جهت که رهبر ما اعلام می کند ما هم شما را تهدید می کنیم و ما مدعیان درک ادبیات ایشان و مدعیان پیروی از ایشان یک گارد دفاعی می گیریم آن هم در دل خاک خودمان؟

آیا به عنوان مثال ، بررسی نقاط آسیب پذیر اسراییل و کار رسانه ای کردن بر روی آن طرح خیلی پیچیده ای است؟

آیا در پاسخ به ایجاد و فراوری ویروس استاکس نت ، تشکیل تیم های جهاد مجازی با هدف مقابله به مثل طرح خیلی عجیبی است؟ یا از دستان توانمند هکرهای ایرانی که شهرتشان در دنیا کم نیست خارج است؟

آیا تولید فیلم هایی از حقارت اسراییل در جنگهای 22 و 33 روزه و نیز تولید فیلم ها و داستانهایی با موضوع اسراییل پس از حمله به ایران ، بازتاب و اثرات کمی خواهد داشت؟

آیا تولید مقالات علمی و یا فیلم ها و مصاحبه هایی  از وضعیت بی ثبات سیاسی ، فشار و رکود اقتصادی که صدای ملت آن اراضی اشغالی را هم درآورده ، بافت مردمی گرد آمده در آن زمین غصبی و گسستگی شدید آنها در زمان احساس خطر نظامی و و ضعیت بین المللی   فعلی اسراییل و انتشار آن کار محالیست؟

اتلاف انرژی دانشجویان و ایجاد دیوار انسانی چه موضع انقلابی و تهدید گونه ای است؟

+ سعید خانی ; ٤:۱٥ ‎ب.ظ ; شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

امروز ششم است.... خیالتان آسوده!

در سالروز پیام 8 ماده ای رهبری در مبارزه با مفاسد اقتصادی...

که نمی دانم چندمین سالگردش است...

اما فرمود که اگر آن زمان که ما گفته بودیم اقدامی می کردید الان شاهد این اختلاس چند هزار میلیاردی نبودیم...

ادامه مطلب
+ سعید خانی ; ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; شنبه ٧ آبان ۱۳٩٠
comment نظرات ()

وال استریت!!!

+ سعید خانی ; ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

مطالباتی که شرمسارشان هستیم...

 

عادت کرده ایم که بگوییم "حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی و ولی امر مسلمین جهان دام عزه العالی" ولی صحبتهای ایشان را روی زمین رها کنیم. چرا؟

هفته گذشته رهبر این مملکت صحبتهایی ایراد فرمودند. بیاید ببینیم کدامیک مربوط به ماست تا به اندازه توانمان آن را عملیاتی کنیم و مقابل ایشان شرمنده نباشیم.

 

سرمایه گذاری هر چه بیشتر در تولید علم و نوآوری علمی :
این کارِ بسیار ضروری، باید با ارتقای مدیریتی در دانشگاهها و مراکز و نهادهای علمی همراه شود تا آثار درخشان خود را به بار آورد.

لزوم استفاده از کالای داخلی موجود:
خودداری دستگاههای دولتی از خرید تولیدات خارجی ، کاملاً الزامی است.

رشد  مقالات علمی:
نباید رشد کمّی مقالات هدف قرار داده شود بلکه کیفیت مقالات و مهمتر از آن جهت گیری مقالات در تأمین نیازهای کشور، باید اصل قرار گیرد.

نباید نا امید شد:
ملت ایران و مسئولین راه دشواری را بسوی هدفی بزرگ آغاز کرده اند که وجود نقاط ضعف و یا بروز اشکال در این مسیر، طبیعی است ولی هیچ‌گاه نباید به خاطر این گونه مسائل در مسیر حرکت به سمت هدف و ادامه پیشرفت، متزلزل شد.

کرسی‌های آزاداندیشی را که حدود 100 بار تأکید کرده‌ام راه بیندازید:
جوانان باید با فکر کردن، نوشتن و انعکاس ایده های خود در کرسی‌های آزاد اندیشی فضای گفتمانی بوجود آوردند.

×××××××××××××××××××××××××××××××××××××

100 بار گفتم و نشنیدید! چرا به حرفهای من توجه ندارید؟ چطور شعار می دهید که آماده ایم آماده؟ آیا شما تارخ نخوانده اید و از احوال اقوامی که به فرمان رهبر خود گردن ننهادند ، بی خبرید؟ مگر نه اینست که من هم به گردن شما حقی دارم و شما باید این حق را ادا کنید؟ شما را چه می شود؟ 100 بار گفتم.

 

 

+ سعید خانی ; ۱٠:٢٧ ‎ق.ظ ; شنبه ۱٦ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

ماجرای اختلاس 3000 میلیارد تومانی به زبان ساده

این روزها خیلی‌ها از اختلاس 3000 میلیارد تومانی صحبت می‌کنند. اما به نظر می‌رسد اغلب آنها دقیقا نمی‌دانند چه اتفاقی افتاده‌است. برای اینکه  کمکی به شناخت مساله کرده باشم  مجموعه اطلاعاتی که از موضوع دارم  را تلاش می‌کنم به زبان ساده اما خلاصه توضیح بدهم شاید به درد بچه‌هایی که علاقمندند اطلاعات دقیق‌تری داشته باشند بخورد. (ببخشید اگر  فضایش با نوشته‌های رایج این وبلاگ متفاوت است)
قبل از هر چیز باید بدانیم  LC یا همان اعتبار اسنادی چیست؟ معمولا در معامله‌های بزرگ که فرایند مذاکرهو توافق و پرداخت پول و حمل و بازرسی و تحویل‌گیری و … زمان‌بر و طولانی است فروشنده از خریدار می‌خواهد تعهد بدهد که در انتهای این فرایند اگر همه چیز مطابق توافق بود کل پول را پرداخت کند. برای این کار به بانک مراجعه می‌کنند و بانک یک ضمانتامه به ارزش مبلغی که معامله بر اساس آن انجام می‌شود در وجه فروشنده و به تاریخ موعد پایان معامله صادر می‌کند. یعنی به فروشنده تعهد می‌دهد که معادل این مبلغ را در زمانی که آنها با هم توافق کرده‌اند از حساب خریدار برداشته و به حساب فروشنده واریز کند.  به این سند LC می‌گویند.
طبعا بانک صادر کننده LC باید پیش از تعهد دادن از طرف خریدار مطمئن شود که او توان مالی کافی برای اجرای تعهداتش را دارد یعنی یا پول نقد در حساب داشته باشد یا وثیقه ارائه بدهد یا اینکه از نظر بانک بر اساس سوابقش اعتبار مالی او در حدی باشد که بانک حاضر به ریسک شده و از طرف او تعهد بدهد.  فرق اصلی LC با چک در همین ویژگی تعهد اعتبار خریدار از طرف بانک است.  چون معمولا معاملات بین‌المللی این گونه پیچیدگی‌ها را دارند اغلب LCها ارزی هستند یعنی برای مبادله پول بین دو کشور استفاده می‌شوند. اما LC ریالی هم داریم. یعنی اگر دو طرف یک معامله ایرانی باشند هم می‌توانند از بانک بخواهند LC ریالی برای آنها صادر کند.
خوب حالا در این اختلاس چه اتفاقی افتاده؟ شخصی به نام مه‌آفرید خسروی و شرکایش تعدادی شرکت ثبت می‌کنند. این شرکتها با هم معاملاتی انجام می‌دهند. یعنی قرادادهایی بین خودشان امضا می‌کنند و از بانک می‌خواهند برای این معاملات LC ریالی (نه ارزی) صادر کند.  پس اولا اغلب معاملات واقعی نبوده یعنی خریدار و فروشنده یکی بوده‌اند ثانیا چون LC ریالی بوده نیازی به کنترلهای ارزی بانک مرکزی و وزارت بازرگانی هم نبوده‌است. آنها این کار را از سال 85 شروع کرده و همه LC ها در یک شعبه بانک صادرات که در مجتمع فولاد خوزستان قرار داشته صادر شده‌است. رئیس این شعبه شریک گروه بوده‌ و در ازای دریافت رشوه دو تخلف زیر را انجام می‌داده‌است:
1- LC ها را در دفاتر شعبه و سیستم نرم‌افزاری بانک مرکزی ثبت نمی‌کرده‌است پس کسی خارج شعبه از صدور آنها خبردار نمی‌شده‌است.
2- صدور LC ها بدون سنجش میزان اعتبار درخوسات کننده (امیرخسروی) بوده یعنی این آدم نه به این میزان پول در حساب داشته و نه وثیقه ارائه می‌کرده‌است.
به عبارت دیگر می‌توان گفت همه این LC ها جعلی بوده‌اند. با این روش حدود 130  LC در مجموع به ارزش  2800 میلیارد تومان صادر شده که رسانه‌ها آن را به 3000 میلیارد گرد کرده‌اند. اما این معنایش این نیست که همه این مقدار پول به دست آنها افتاده زیرا به هر حال LC خودش پول نیست بلکه تعهد مشروط به پرداخت آن است و اگر اینها می‌خواستند این اسناد را نقد کنند چون در حساب پول نداشتند عملا مثل چک بی‌محل گند کار در می‌آمد. به همین دلیل آنها LC‌‌ها را قبل از اینکه موعد سررسیدشان برسد «تنزیل»می‌کردند. یعنی مثلا اگر یک LC به ارزش 1 میلیارد تومان و با مهلت یک ساله داشتند پس از شش ماه آن را به بانک دیگری برده و به مبلغ 900 میلیون تومان می‌فروختند. یعنی از اصل مبلغ که قرار بود یک سال دیگر دستشان را بگیرد صرفنظر می‌کردند و با کمی تخفیف شش ماهه پول را می‌گرفتند به این کار تنزیل می‌گویند و در نظام بانکی کار رایجی است. تقریبا شبیه همان کاری که الان خیلی‌ها با پشت‌نویسی و خرید و فروش چکهای بی‌محل در بازار می‌کنند. به این روش موفق شده‌اند آن 2800 میلیارد LC  را به مبلغ  1750 میلیارد تومان تزیل کنند. یعنی معادل این مبلغ پول نقد دستشان را گرفته‌است.
حالا سوال این است  که اینها چطور LC جعلی را به بانکهای دیگر می‌فروخته‌اند. طبق قانون، بانکی که یک LC را تنزیل می‌کند باید اصل بودن آن را از بانک صادر کننده LC استعلام کند یا اینکه  در سیستم نرم‌افزاری بانک مرکزی اصالت  آن را کنترل کند و چون این LC ها نه در سیستم و نه در دفاتر بانک صادرات ثبت نشده بودند منطقا باید لو می‌رفتند اما به دو دلیل این اتفاق نیفتاده:
1- معمولا بانکها در ثبت اطلاعات LCهای ریالی اهمال می‌کنند به همین دلیل نبودن سوابق یک سند در سیستم الزاما نشانه جعلی بودن‌ آن نیست و در این گونه موارد شعب بانکها تلفنی  با هم چک می‌کنند. یعنی مسئول بانک تنزیل کننده به رئیس شعبه بانک صادرات در مجتمع فولاد خوزستان (یعنی همان شریک دزد) زنگ می‌زده و استعلام می‌کرده که طبعا پاسخ را می‌شود حدس زد.
2- این  LCهای جعلی در شعب 7  بانک مختلف تنزیل می‌شده‌اند که اکنون محرز شده دست کم در دو بانک ملی (شعبه‌ای در منطقه آزاد کیش ) و سامان مسئولان شعبی که تنزیل می‌کرده‌اند خودشان شریک این باند بوده‌اند.
این شعبه خاص بانک صادرات (به دلیل درجه 3 بودن) حق صدور LC بالای 2 میلیارد تومان را نداشته در حالی که اغلب LC‌ها بالای این رقم بوده‌اند. همچنین شعب مناطق آزاد هم که بیشترین سهم را در تنزیل داشته‌اند هم قانونا حق تنزیل LCهای خارج از منطقه آزاد را نداشته‌اند. سوال این است چطور این اسناد در این رقمهای درشت در شعب محدودی صادر می‌شده اما این بانکها به ویژه صادرات و ملی و سامان (و ظاهرا پارسیان) متوجه نشده‌اند. منطقا مبادله چنین ارقام بزرگی در یک شعبه کوچک توجه برانگیز باید باشد. باز در بانک صادرات چون صرفا LC صادر می‌کرده و پولی از حسابش نمی‌رفته شاید بشود پذیرفت اما بانکهای دیگر که LC را می‌خریده‌اند یعنی پول از حسابشان خارج می‌شده خیلی عجیب است که متوجه موضوع نشده‌اند.
اما قسمت هالیوودی داستان نحوه لو رفتن آن است. در همه بانکها رایج است عملکرد رئیس شعبه را بر اساس میزان نقدینگی‌ای که در شعبه‌اش جذب کرده ارزیابی می‌کنند  و بر همین مقیاس سالانه پاداشهایی به آنها می‌دهند.  رئیس طمعکار شعبه بانک صادرات که رشوه میلیاردی می‌گرفته نتوانسته از پاداش چند میلیونی شب عید صرفنظر کند و برای اینکه نقدینگی شعبه‌اش را زیاد نشان دهد رقم کارمز‌دی که برای بعضی LCهای جعلی درشت می‌گرفته را در دفاتر شعبه ثبت می‌کرده‌است. یعنی در دفاتر شعبه کارمزد برای LC‌هایی ثبت می‌شده که خود LC ها وجود نداشته‌اند. این مغایرت ساده سرنخ لو رفتن داستان در بانک صادرات بوده‌است.
نکته جالب دیگر اینکه امیرخسروی با این پولها سهام شرکتهای دولتی را می‌خریده‌است. یعنی در خرید سهام این شرکتها ظاهرا خلافی رخ نداده اما منبع مالی آن، پول ناشی از اختلاس بانکی بوده‌است. داستان از اینجا به بعد سیاسی هم می‌شود. سوال‌های اصلی سیاسی که این روزها بین خود حکومتیها مطرح می‌شود اینها است:
1- چرا اغلب سهام دولتی خریداری شده توسط امیرخسروی از طریق مذاکره یا رد دیون بوده (نه مزایده یا عرضه در بورس) آن هم عمدتا با سفارش مسئولان بالای دولتی؟
2- چطور دولت و نهادهای نظارتی کنجکاو نشدند بدانندکسی که در عرض شش سال بیش از 4000 میلیارد تومان سهام شرکتهای دولتی را می‌خرد منشا درآمدش کجا است؟
3-همین آدم و شرکایش یک سال قبل مجوز تاسیس بانک آریا را می‌گیرند و برخی چهره‌های نزدیک به معاونان رئیس‌جمهور هم در تاسیس این بانک حمایت مالی و اداری می‌کنند و بانک ملت هم با فشار همین مقامات، پذیره‌نویسی این بانک را با برخی تخلفات انجام می‌دهد. هیچ کدام از اینها نمی‌دانستند این آدم پولش را از کجا آورده؟
4- ظاهرا یکی از اعضای خانواده امیرخسروی همراه با یکی از مدیران سابق دولتی و یکی از سرمایه‌‌داران نوظهور (انصاری) چندین هزار هکتار زمین در اطراف تهران را تقریبا رایگان به دست آورده‌اند آیا اینها نشانه وابستگی این گروه به مسئولان دولتی نیست؟
5- مدتها است که از بانک مرکزی خواسته می‌شود برای نظارت بر LCهای ریالی دستورالعملهای مناسب تدوین و ابلاغ کند آیا بی‌توجهی بانک مرکزی ربطی به این اختلاس نداشته؟
  این شرحی از کلیت داستان است که تقریبا از نظر من قطعی است چیزهای دیگری هم هست که شنیده‌های نه چندان موثق هستند. ببشخید طولانی و احتمالا خسته‌کننده شد. بیشتر برای کمک به دوستان علاقمند نوشتم که چارچوب موضوع دستشان بیاید. فکر می‌کنم نیاز به تاکید هم نباشد که این مطلب با هدف  تحلیل نوشته نشده‌ و صرفا شرح ماوقع است.

نویسنده:ر.ا

+ سعید خانی ; ٩:٤۸ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱٢ مهر ۱۳٩٠
comment نظرات ()

عروس در مراسم شهادت شوهرش در رسانه ملی سانسور شد!

توی این فضای امروزی ایران ، دلم هوای سالهای جنگ رو کرده

هرچند از اون وقتا ، فقط  آژیرهای خطر رو یادم هست و بقیش خاطرات و عکسها و فیلمهای لباس خاکی هاست. خاکی های افلاکی.

اما این خبر ، هم درد آور بود و هم امید بخش...

امید به شهادت و درد از سانسور اخبار شهادت در رسانه ملی!

جداً چقدر باید احمق باشه کسی که چنین اخباری رو سانسور کنه!

خبر رو توی ادامه مطلب گذاشتم... 

ادامه مطلب
+ سعید خانی ; ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠
comment نظرات ()

حقوق 2500 ساله کورش کبیر!

برای درک بزرگی عدد ، گفته اند که:

اگر برای کورش کبیر حقوق 100 میلیونی در ماه تعیین می کردند و از 2500 سال پیش تاکنون به او پرداخت می کردند ، امروز جمع پرداختی ها به عدد 3هزار میلیارد تومان می رسید که برابر است با عدد اعلامی اختلاس صورت گرفته در یکی از شعب یکی از بانکهای جمهوری اسلامی ایران!

حساب کردیم دیدیم درست گفته اند!!!

+ سعید خانی ; ٩:۳٦ ‎ق.ظ ; پنجشنبه ۳۱ شهریور ۱۳٩٠
comment نظرات ()

← صفحه بعد